Jul 222012
 


Download-baum

یکی از راه های صید بچه میمون در جنگلهای هندوستان اینست: صیاد کوزه ای با دهانه باریک انتختب کرده، درآن تنقلات مورد علاقه میمون ریخته و آنرا به درخت آویزان میکند. بچه میمون حریص واز همه جا بی خبر دست باریکش را از دهانه تنگ کوزه واردکرده و مشتش را از خوراکی های خوشمزه پرمیکند. بعد که میخواهد دستش را ازکوزه بیرون بکشد، مشت پراو ازگلوی تنگ کوزه بیرون نمی آید و همین باعث به دام افتادنش میشود. اگر مشتش را بازکرده و دست از تنقلات بکشد، میتواند دستش را خارج کرده و جانش را نجات دهد، ولی این شیوه را کسی تا بحال به او نیاموخته است.

بیشترگرفتاری های انسان به این داستان شباهت دارد. ما مشت های خودمانرا از نیازها و برنامه های زندگی پر کرده و آرامش خودرا فدای آین مشت های پر کرده و نمیخواهیم با کنار گذاشتن آنها به آرامش برسیم. اسارت همراه با مشت پر، برای ما  ارزشی شده است، بالا تر رهائی، آرامش و آزادی.

درباره خوشبختی زیاد گفته و نوشته شده است، ولی درباره ضد آن یعنی نگونبختی کمتر تحقیق شده است. نگونبختی چیست؟ این احساسی است که بر وضعیت ساده، نرمال و طبیعی ما چیره میشود و تعادل طبیعی را بهم میزند. اریش کستنر، شاعر آلمانی میگوید: »موقعی خوشبختم که دندانم درد نمیکند.« بنا براین یا دندان ما در حالت طبعی است و یا درد میکند. حالت سومی به عنوان »خوشحالی دندان«  وجود ندارد، از اینرو ازبین رفتن دندان درد خوشبختی است، بدون بدست آوردن یک حس مثبت جدید در دندان.  علاج رنج ازدست دادن است و نه بدست آوردن. شما یک شیشه تمیز و شفاف را در نظر بگیرید.  این شیشه به مرور زمان از حالت طبیعی و اصیل خود خارج شده و به آن جرم و آودگی و رنگ و غیره اضافه میشود (مثل اضافه شدن درد بر دندان).، بطوریکه شیشه این آلودگی ها را نشان میدهد و مار ا هم متوجه یک شیشه کثیف میکند.  ما حداکثرکاری که میکنم برداشتن و ازبین بردن آلودگی است ولی نمیتوانیم چیزی بر شفافیت یک شیشه  که طبیعت اصلی آن صاف بودن است، اضافه کنیم. ضمناٌ تمیز ترین و بهترین شیشه آنست که خودرا نشان ندهد و حتی بخواهیم اشتباهاٌ با سر از آن ردشویم. انسانهای بی شیله پیله هم همینطورند، در منتهای پاکی و خلوص ناپیدا و دور از نظراند.

برمیگردیم به تمثیل درد دندان: چقدر به ما احساس خوشبختی دست میدهد، وقتی درد ما را رها میکند؟ تنها برای مدت کوتاهی متوجه میشویم که خوشبختی داشتن یک حالت فوق العاده (دندان خوشحال!) نیست، بلکه عدم وجود رنجی است که به حالت طبیعی ما اضافه شده بود.

کودکان با کمترین چیزها احساس خوشبختی میکنند، چون هنوز درحالت بشاشیت طبیعی میباشند. هنوز شیشه پاک وجود شان آلوده نشده است.

به داستان صید میمون برمیگردیم: میمون فکر میکند با ازدست دادن آنچه درمشت دارد، در زندگی شکست خواهد خورد. درحالیکه از دست دادن و رها کردن برایش همراه خواهد بود با آزادی و سعادت همیشگی.

ما اسیر خیلی از نیازهای خودساخته، احساس های زائد و مشغله های کاذب شده ایم و مشت خودرا چنان با آنها بسته ایم، که فکر میکنیم از دست دادن آنها، از بین رفتن دستاوردهائی گرانقیمت میباشد. دراین میان سه احساس و گرایش ما را بیشتر از هرچیزی به اسارت کشانده است: حرص، حسد و حسرت

حرص تلاش شتابزده و بی رویه برای بدست آوردن چیزی است که هنوز نداریم.

حسد رنج کشیدن از چیزیست که دیگران دارند وما نداریم.

حسرت غم و انده به چیزیست که داشتیم؛ ولی از دست دادیم.

از دست دادن این احساس ها همراه خواهد بود با بازگشت به حالت طبیعی و انسانی: اگر اینها از وجود ما خارج شدند، احساس های دیگری خود بخود جای آنها را خواهند گرفت.

بجای حرص اشتیاق خواهد نشست. اشتیاق علاقه طبیعی انسانست برای پیشرفت و کسب آینده ای بهتر. کسی نمیگوید که غذا خوردن کار بدیست، ولی یکی با حرص و ولغ میخورد و دیگری با اشتیاق، به اندازه و بالذت همراه با شکر وسپاس از داشتن این نعمت

حسد جای خود را به رواداری میدهد. حسد رنجی است فزاینده و لاعلاج همراه با تصوراتی غالباٌ نادرست از زندگی دیگران، درحالیکه رواداری رهائی از این رنج و آزاد شدن نیروهائیست برای تلاش سالم. بعضی از کسانیکه قربانی حسادت دیگران میشوند، باخود میگویند: اگر فلانی از واقعیت وضعیت من خبرداشت؛ اینقدر خود را آزار نمیدادند. دوستی که از آلمان برگسته و در ایران چند قطعه زمین خریده است، به میگفت: درآلمان شایع کرده اند که در زمین من چاه نفت پیداشده است. به گفتم: بگذار در همین رنج بمانند و فکر نکنند که فاضلاب شهری از زیر این زمین میگذرد. رودکی میگوید:

به روز نیک کسان گفت تا که غم مخوری     بسا کســا که به روز تو آرزو منـــــد است

حسرت جای خود را به عبرت و تجربه میدهد. درحالیکه حسد و حرص به حال و آینده مربوط میشوند، جایگاه حسرت در گذشته از دست رفته است. ما همواره درحال از دست دادن ناخواسته عمر، جوانی، سلامتی و طراوتیم. خیلی از این نعمت های گرانبها را در اثر اشتباهات خودمان ازدست دادیم و نباید دیگران را مقصر بدانیم. عبرت گرفتن از گذشته حداقل میتواند ما را از تکرار این اشتباهات مصون بدارد، درحالیکه حسرت همراه با عصبیت و خودخوری میتواند ما را برای بدست آوردن از دست رفته ها به خطاها و لغزش های جدیدی بکشاند. خیلی از گمشده ها و ازدست رفته ها هنگامی دوباره بدست می آیند که دست از کوشش جانکاه برداشته و در برخورد با گذشته به روشی عبرت آمیز و آمیخته با  آرامش رسیده باشیم.

کسانیکه با حرص و ولع به دنبال قرار و آرامش اند، آنرا نخواهند یافت. قرار و آرامش هنگامی برمیگردد که دست از طلب حریصانه برداشته باشیم.

 

 

 Posted by at 14:09

 Leave a Reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

(required)

(required)